«ملیپوشان در برزخ»؛ بلژیک، مصر و نیوزیلند تنها حریفان تیم ملی ایران نیستند
کاروان تیم ملی فوتبال ایران در حالی چمدانهای خود را برای حضور در جام جهانی ۲۰۲۶، در آمریکای شمالی میبندد که فضای حاکم بر اردوی تیم، فرسنگها با یک تورنمنت ورزشی عادی، فاصله دارد.
کاروان تیم ملی فوتبال ایران در حالی چمدانهای خود را برای حضور در جام جهانی ۲۰۲۶، در آمریکای شمالی میبندد که فضای حاکم بر اردوی تیم، فرسنگها با یک تورنمنت ورزشی عادی، فاصله دارد.
پس از جنجالهای فراوان بر سر تهدید به انصراف از حضور تیم ملی در جام جهانی از سوی مقامهای جمهوری اسلامی ایران و لغو بیشتر بازیهای تدارکاتی، مخالفت واشنگتن با اقامت کاروان ایران در خاک آمریکا، منجر به انتقال کمپ تمرینی تیم به تیخوانای مکزیک شد. حالا اما به نظر میرسد که بزرگترین بحران تیم ملی، نه در ساق پاها، بلکه در ذهن بازیکنان است.
ملیپوشان فوتبال ایران، امروز در میان یکی از پیچیدهترین برزخهای تاریخ ورزش کشور ایستادهاند. از یک سو جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران، بر بازیهای این تیم در خاک آمریکا سایه انداخته است و از سوی دیگر به دلیل مسائل سیاسی، با فشار ملاحظات امنیتی و سیاسی شدید مسئولان ورزشی داخل کشور دست و پنجه نرم میکنند. در سوی دیگر هم مردمی قرار دارند که دستکم بخش قابل توجهی از آنها، خواستار همراهی بازیکنان تیم ملی فوتبال با اعتراضات است.
امروز هر انتخابی برای ملیپوشان ایران هزینه دارد، هزینههایی البته از جنسهای متفاوت. کوچکترین تصمیمهای آنها زیر ذرهبین حکومت و مردم قرار دارد و همین موضوع بار روانی سنگینی به آنها تحمیل میکند. در این گزارش میخواهیم به ابعاد روانی، اجتماعی و امنیتی مختلفی بپردازیم که بر انتخابهای آنها تأثیرگذار است.
دههها، پیراهن تیم ملی فوتبال ایران، مایه وفاق ملی بود. از زمان شروع اعتراضات به کشته شدن مهسا امینی در سال ۱۴۰۱ اما این پیراهن به یکی از قطبیترین نمادهای جامعه تبدیل شد و پس از کشتار ۱۸ و ۱۹ دی ۱۴۰۴، این دو قطبی به اوجش رسید.
در بحبوحه اعتراضات پس از کشته شدن مهسا امینی، شادی گل بازیکنان تیم ملی در مسابقه تدارکاتی با اروگوئه، به اعتقاد بسیاری از ناظران، نقطه آغاز فاصله گرفتنشان از مردم معترض به حکومت شد. ژستهای خندان و شاد عدهای از آنها مقابل دوربین عکاسی فیفا در ملتهبترین روزهای ایران و تقدیر و تشکرشان در دیدار با ابراهیم رئیسی، رئیس جمهور وقت ایران، این فاصله را بزرگ و بزرگتر کرد.
بعد از همه این اتفاقات، حتی همدردی احسان حاج صفی، کاپیتان تیم ملی، با مردم ایران در کنفرانس خبری ۲۹ آبان ۱۴۰۱ و پیش از بازی با انگلیس، برای ترمیم رابطه تیم ملی و معترضان کافی نبود.
دامنه این اختلافات تا جایی پیش رفت که هنگام برگزاری مسابقات جام جهانی در قطر، بسیاری از مردمی که شادیهای خاطرهانگیز جمعیشان را برای پیروزیهای تیم ملی فوتبال تجربه کرده بودند، این بار برای شکست تیم ملی در خیابانها جشن گرفتند و شیرینی پخش کردند؛ اقدامی که با واکنش خشن مأموران حکومتی روبهرو شد.
مهران سماک ۸ آذر ۱۴۰۱، به همین دلیل به دست مأموران جمهوری اسلامی با شلیک مستقیم گلوله کشته شد و با بیاعتنایی بازیکنان تیم ملی، به خصوص سعید عزتاللهی که با آقای سماک در رده نوجوانان همبازی بود، روبهرو شد.
این شکاف البته بعد از ۱۸ و ۱۹ دی ۱۴۰۴ و در آ
📌 Kaynak
Bu özet BBC Persian kaynağından otomatik derlenmiştir. Tamamı için orijinal habere gidin.
Orijinal haberi oku →