چرا پرونده چین به قالیباف سپرده شد؟

📌 Diğer 📰 BBC Persian 🕐 22.05.2026
چرا پرونده چین به قالیباف سپرده شد؟

انتصاب محمدباقر قالیباف به عنوان نماینده ویژه ایران در امور چین، در شرایطی انجام شده که پکن نقشی پررنگ‌تر در معادلات جنگ، تحریم و تنش میان تهران و واشنگتن پیدا کرده است. برخی تحلیلگران این تحول را نشانه تمرکز بیشتر پرونده‌های راهبردی در دست چهره‌های نزدیک به هسته اصلی قدرت و کمرنگ‌تر شدن نقش وزارت خارجه می‌دانند.

وقتی در تابستان ۱۴۰۳ محمدباقر قالیباف در انتخابات ریاست‌جمهوری تنها حدود سه میلیون رای به دست آورد و حتی نتوانست به دور دوم راه پیدا کند، بسیاری آن را پایان رویای دیرینه او برای رسیدن به پاستور توصیف کردند. سیاستمداری که نزدیک به دو دهه برای رسیدن به ریاست‌جمهوری تلاش کرده بود، حالا بیش از هر زمان دیگری از مرکز معادلات قدرت دور به نظر می‌رسید.

اما تحولات ماه‌های اخیر در ایران، به‌ویژه جنگ و بحران روابط تهران و واشنگتن، مسیر دیگری را پیش روی او قرار داد. قالیباف در راس هیئت ایرانی با معاون رئیس جمهور آمریکا مذاکره کرد و در جلسات و پرونده‌های حساس امنیتی و سیاسی حضور پررنگ‌تری داشت، و به عنوان «نماینده ویژه ایران در امور چین» نیز منصوب شد؛ سمتی که بسیاری از تحلیلگران آن را فراتر از یک عنوان تشریفاتی می‌بینند.

رئيس مجلس شورای اسلامی در هفته‌های اخیر در موضوع جنگ و آتش‌بس موضع‌گیری کرده، در روند مذاکرات با آمریکا حضور داشته و حالا ماموریت پیگیری یکی از مهم‌ترین پرونده‌های سیاست خارجی جمهوری اسلامی را نیز بر عهده گرفته است؛ پرونده‌ای که به نظر می‌رسد دیگر صرفا اقتصادی یا دیپلماتیک تلقی نمی‌شود.

این تصمیم در شرایطی گرفته می‌شود که چین طی سال‌های اخیر به مهم‌ترین شریک اقتصادی جمهوری اسلامی تبدیل شده و همزمان، نقش پکن در تحولات مربوط به جنگ، تنگه هرمز و مذاکرات احتمالی تهران و واشنگتن نیز پررنگ‌تر از گذشته به نظر می‌رسد.

برخی تحلیلگران معتقدند این انتصاب فقط یک جابه‌جایی اداری نیست، بلکه نشانه‌ای از تغییر در نحوه مدیریت پرونده‌های حساس سیاست خارجی در جمهوری اسلامی است؛ به‌ویژه در دوره‌ای که موضوعاتی مانند جنگ، مذاکرات هسته‌ای، امنیت خلیج فارس و رابطه با شرق، بیش از گذشته به یکدیگر گره خورده‌اند.

در همین حال، گروهی دیگر می‌گویند افزایش نقش قالیباف را باید در چارچوب تمرکز بیشتر تصمیم‌گیری در حلقه‌ای محدود از چهره‌های نزدیک به هسته اصلی قدرت دید؛ روندی که به نظر می‌رسد پس از جنگ اخیر سرعت بیشتری گرفته است.

پس از خروج آمریکا از برجام در سال ۲۰۱۸، گرایش جمهوری اسلامی به شرق به شکل محسوسی افزایش یافت. در این میان، چین به تدریج به مهم‌ترین شریک اقتصادی تهران تبدیل شد؛ کشوری که بخش عمده نفت ایران را خرید و در سال‌های تحریم، یکی از معدود مسیرهای باقی‌مانده برای تنفس اقتصادی ایران بود.

اما جنگ اخیر، جایگاه چین را از یک شریک اقتصادی فراتر برده است. پکن اکنون نه فقط خریدار اصلی نفت ایران، بلکه بازیگری است که بسیاری از تحلیلگران معتقدند می‌تواند در مدیریت تنش میان تهران و واشنگتن نیز نقش ایفا کند.

میانجیگری چین در توافق تهران و ریاض و ازسرگیری روابط دو کشور، این تصور را تقویت کرد که پکن می‌تواند در بحران‌های حساس منطقه‌ای نیز نقش‌آفرین باشد. همزمان، بسیاری از ناظران استدلال می‌کنند که چین نه مایل است شاهد فروپاشی رابطه‌اش با ایران باشد و نه خواهان گسترش جنگ و بی‌ثباتی در خلیج فارس است؛ منطقه‌ای که بخش مهمی از امنیت انرژی چین به آن وابسته است.

در همین چارچوب، برخی تح

📌 Kaynak

Bu özet BBC Persian kaynağından otomatik derlenmiştir. Tamamı için orijinal habere gidin.

Orijinal haberi oku →
← Tüm haberlere dön